کارهای اداره را امروز تحویل دادم و با یکی از دوستان نزدیکم که به تازگی از سفر عمره مفرده باز گشته و کارهایش را بعد از رفتنش من انجام می دادم هماهنگ کردم که تا حد امکان کارهایم را انجام دهد. امیدوارم وضعیت جسمیش اجازه دهد و دچار مشکل نشود. توصیه های این دوست عزیز خیلی داغ بود و قیمتهای ارز و ... را ایشان به ما گفتند. گویا آوردن و بردن مایعات مثل عرقیان و آب لیمو و آب و ... ممنوع است و وارد کردنشان هم ممنوع است و دم گیت از چمدان خارج می کنند. به خاطر همین همه را برداشتم و گذاشتم توی خانه. کلی در مورد وسایلی که خیلی مورد نیاز است صحبت کردیم. و تا حدی وسایل را کم کردم. مثلا ملحفه را برداشتم و فقط یک نرم کننده موی سر گذاشتم بماند و همه شامپوها و صابونها و رول دستمال کاغذی و ... را برداشتم. یک کتابچه بسیار عالی هم این دوست عزیز به من داد که خیلی به دردم می خورد.
این دوست عزیز موفق شده بود که دو مرتبه ختم قرآن کند به من هم پیشنهاد داد این کار را بکنم. یک قرآن کوچک ابریشمی بسیار سبک هم به من داد و گفت می توانی از این استفاده کنی که همیشه به راحتی توی کیفت باشد و بتوانی با خودت حمل کنی. توصیه های خیلی خوبی کرد. این دوست عزیز یک بورقع(روبنده) عربی هم خریده بود داد به من پیشنهاد کرد که در مدینه با مانتوی بلند و مقنعه یا روسری مشکی ازش استفاده کنم تا بتوان راحت تر به زیارت بروم. آدرس بعثه و در مدینه و مکه را هم داد و دو سه نفری را هم معرفی کرد تا در مواقع لزوم از ایشان کمک بگیریم. خدا برای همسر و فرزندش حفظش کند که غیر از نیکی و مهربانی از این دوست چیزی ندیدیم.
خلاصه رفتنی شدیم. حلالمان کنید. اگر گاهی تندی کردیم و یا گاهی با عینک خودمان شما را دیدیم و با متر خودمان برایتان دوختیم و نظر دادیم به امید اینکه بر تن کنید و گشاد یا تنگ از آب در آمد و باعث آزارتان شد.
به امید اینکه این سفر نصیب همه عاشقانش شود.
