بازگشت به میز گفت‌وگو؛ آیا مذاکرات جدید ایران و آمریکا فراتر از پرونده هسته‌ای است؟

در حالی‌که فضای منطقه‌ای و بین‌المللی با بحران‌ها و پیچیدگی‌های روزافزون روبه‌روست، انتشار خبر آغاز مذاکرات غیرمستقیم میان ایران و ایالات متحده آمریکا، بار دیگر نگاه‌ها را به سمت روابط متشنج اما حیاتی دو کشور جلب کرده است. بر اساس گزارش‌های منتشر شده، شنبه گذشته، وزیر امور خارجه با نماینده دولت ترامپ دیدار داشته است. گفته می‌شود که قرار است دور دوم این دیدارها در شنبه آینده در شهر رم، پایتخت ایتالیا برگزار شود. اینکه چطور می شود که ما در یکی از سطوح عالی نماینده می فرستیم و آنها یک نفر از حوزه ملک و مسکن که تجربه شکستهای پی در پی داشته بماند. شاید ترامپ به خاطر آن ساندویچی که روزی این وکیل برایش خریده برخلاف رویه معمول نمک گیرش کرده.

در مورد گفتمان مذاکرات باید توجه داشته باشید که برای آنها برنده شدن از هر راهی ارزش محسوب می شود به خاطر همین هر امتیازی که بگیرند ارزش محسوب شده ولو به بهای بی اخلاقی و زدن زیر میز بازی برجام و ... ولی برای ما از نظر فلسفی و از نظر سبقه تاریخی ارزشهای اخلاقی اهمیت دارد به خاطر همین برخی در دور قبل که برجام را پاره کردند گفتند ایران کاپ اخلاق را برد. یکی نیست بگوید عاقل آخر مگر ما برای کاپ اخلاق مذاکره کرده بودیم. حالا با این دو رویکرد ارزشی و فلسفه تفکری هنر دیپلماسی این است که ضمانتهای مختلف به طوری طراحی شود که مثل همان ساز و کار ماشه که علیه ما تدارک دیده شده بود برای آنها نیز کاربرد داشته باشد و ایران بتواند به موقع از آن استفاده کند. نکته دوم اینکه شنبه عصر ترامپ با یک رفتار نایس و گوگولی آمد و گفت ایرانیها حق دارند یک زندگی خوب داشته باشند و ... بعد به ترتیب در طول هفته هرچه گفت موضع تندتر و تندتر شد. در واقع سیاست و استراتژی چماق و هویج یا فشار از پایین و چانه زنی از بالا را شروع کرده است. بگذریم.

این یادداشت قرار بود جایی منتشر شود که حوصله ام نگرفت برایشان بفرستم به خاطر همین برای شما اینجا منتشر می کنم که یک سری سایبری بی نام و نشان بیایند و نظریه کارشناسیشان را از داخل حباب اطلاعاتیشان بنویسند. این یادداشت با هدف بررسی زمینه‌ها، ابعاد و چشم‌اندازهای این مذاکرات نوشته شده و تلاش می‌کند به پرسش‌های اساسی درباره اهداف مذاکرات، محتوا و نتایج احتمالی آن، به‌ویژه برای ایران، پاسخ دهد. برای تقویت تحلیل، از نظریه‌های جامعه‌شناسی سیاسی نظیر دیدگاه‌های آنتونیو گرامشی، ماکس وبر و هارولد لاسول نیز استفاده می‌شود.

چرا در این مقطع زمانی؟

سؤال مهمی که مطرح می‌شود، چرایی زمان‌بندی این مذاکرات است. ایران و آمریکا پس از سال‌ها بی‌اعتمادی و تنش مجدد—هرچند به‌صورت غیرمستقیم—به میز مذاکره بازگشته‌اند. این تحول را می‌توان در چارچوب چند متغیر کلان داخلی و منطقه‌ای تحلیل کرد:

1- افزایش تنش‌های منطقه‌ای: تحولات در نوار غزه، لبنان، یمن، عراق و سوریه و حملات متقابل میان اسرائیل و محور مقاومت، شرایط منطقه را در وضعیت بحرانی قرار داده است. از دیدگاه نظریه «هژمونی فرهنگی» آنتونیو گرامشی، این وضعیت می‌تواند توازن قوای نمادین و گفتمانی میان ایران و آمریکا را به نفع دیپلماسی تغییر دهد.

2- فشارهای داخلی بر دولت امريكا: به خاطر مسائل موجود در منطقه دولت امريكا تحت فشار افکار عمومی و لابی‌های داخلی برای حل بحران‌های بین‌المللی قرار دارد. طبق تحلیل هارولد لاسول درباره «سیاست به‌مثابه تصمیم‌سازی در شرایط استیصال»، دولت آمریکا نیازمند خلق یک موفقیت دیپلماتیک است.

3-چالش‌های اقتصادی داخلی در ایران: تورم مزمن، کاهش ارزش پول ملی، و نارضایتی‌های اجتماعی، نظام جمهوری اسلامی را در وضعیت شکننده‌ای قرار داده است. بر اساس رویکرد جامعه‌شناسی سیاسی ماکس وبر، دولت‌ها برای حفظ مشروعیت، نیازمند احیای ظرفیت‌های قانونی و اقتصادی خود هستند.

4- بی‌اثر شدن تحریم‌ها به‌عنوان ابزار فشار: تجربه تحریم‌های سنگین نشان داده که این ابزار به‌تنهایی نمی‌تواند موجب تغییر رفتار ساختاری در ایران شود. این تجربه از منظر تحلیل نئورئالیستی در روابط بین‌الملل، اثربخشی دیپلماسی را مجدداً تقویت می‌کند.

آیا مذاکرات محدود به پرونده هسته ای است؟

اگرچه آغاز مذاکرات با محوریت برنامه هسته‌ای بوده، اما تحلیل گفتمان رسانه‌ها و رفتار دیپلماتیک آمریکا نشان می‌دهد که مسائل مطرح‌شده بسیار فراتر از هسته‌ای است.

مسائل امنیت منطقه‌ای: آمریکا تلاش دارد نقش ایران در سوریه، لبنان و عراق را کنترل و مهار کند. طبق نظریه «منطقه‌ای شدن امنیت» از باری بوزان، امنیت منطقه‌ای تنها از طریق گفت‌وگو با قدرت‌های منطقه‌ای قابل تأمین است.

موضوع زندانیان دوتابعیتی: یکی از پرونده‌هایی است که هم جنبه انسانی و هم ابزاری در دیپلماسی دارد.

معاملات بشردوستانه و منابع بلوکه‌شده: بحث آزادسازی منابع ایران در کشورهای ثالث می‌تواند بخشی از بسته مذاکراتی باشد.

امنیت انرژی و عبور کشتی‌ها از تنگه هرمز: ایران در این حوزه مزیت استراتژیک دارد و آمریکا خواهان کنترل بر تنش‌های احتمالی در این آبراه مهم است.

آیا این مذاکرات می تواند به نفع ایران باشد؟

برای پاسخ به این پرسش باید به دو سناریو توجه کرد:

سناریوی نخست: مذاکره از موضع قدرت

اگر ایران بتواند ضمن حفظ استقلال استراتژیک، با استفاده از ظرفیت‌های منطقه‌ای و حمایت‌های چین و روسیه، وارد گفت‌وگویی مرحله‌ای با تضمین‌های عینی شود، می‌توان انتظار داشت که توافق جدید نه‌تنها فشار اقتصادی را کاهش دهد، بلکه مشروعیت داخلی حکومت را نیز تقویت کند. شاید حالا برای بسیاری از دوستان روشن شده باشد که سفر ویتکاف قبل از سفر به مسقط به روسیه می رود و چرا گروسی به چین سفر می کند و بعد به تهران می آید.

سناریوی دوم: مذاکره از موضع ضعف یا انفعال

تکرار تجربه برجام بدون تضمین‌های اجرایی، و بدون حضور نهادهای مستقل بین‌المللی برای نظارت، می‌تواند موجب ناامیدی مجدد در سطح افکار عمومی ایران شود. این وضعیت از دیدگاه وبر می‌تواند منجر به فرسایش مشروعیت قانونی شود.

تجربه برجام: چراغ راه آینده

برجام، اگرچه به‌عنوان یک موفقیت دیپلماتیک اولیه معرفی شد، اما در عمل، با خروج آمریکا و بی‌عملی اروپا، نتوانست منافع promised را برای ایران محقق سازد. ضعف در طراحی ساختار ضمانت اجرایی، نبود مکانیسم جبرانی، و تکیه صرف بر امضای یک رئیس‌جمهور، مهم‌ترین اشکالات برجام بود. از این تجربه باید آموخت که اعتماد صرف به دیپلماسی بدون بستر حقوقی بین‌المللی قابل اتکا، بی‌ثمر است.

موانع و فرصتها

موانع پیش‌روی مذاکرات بسیارند:

- بی‌اعتمادی عمیق متقابل

- تحرکات خرابکارانه برخی قدرت‌های منطقه‌ای (مانند اسرائیل و عربستان)

- فشار گروه‌های سیاسی تندرو در داخل ایران و آمریکا

- ضعف انسجام داخلی در سیاست‌گذاری ایران و ناهماهنگی در سیاست خارجی

با این حال، فرصت‌هایی نیز وجود دارد:

- تمایل افکار عمومی برای بهبود شرایط اقتصادی و اجتماعی

- افزایش حمایت نهادهای بین‌المللی از گفت‌وگو

- نیاز آمریکا به مدیریت بحران‌های چندوجهی بین‌المللی

- حضور بازیگرانی مانند عمان و قطر به‌عنوان میانجی‌های معتبر

نتیجه گیری:

مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا در بستری از واقعیت‌های ژئوپلیتیکی، بحران‌های اقتصادی و پیچیدگی‌های جامعه‌شناختی در حال شکل‌گیری است. افزودن نظریه‌های جامعه‌شناسی سیاسی به تحلیل این روند، امکان درک عمیق‌تر از پیامدهای اجتماعی، مشروعیت سیاسی، و ظرفیت بازتولید نظم را فراهم می‌کند.

در صورت طراحی دقیق ساختار مذاکرات، همراه با ضمانت‌های اجرایی، گام‌بندی مرحله‌ای، و تعهدات متقابل عینی، می‌توان به کاهش تنش‌ها و بهبود فضای اجتماعی در داخل ایران امیدوار بود. در غیر این صورت، مذاکره‌ای دیگر، بدون دستاورد ملموس، تنها به افزایش سرخوردگی اجتماعی خواهد انجامید.

منابع:

  • Buzan, Barry. (1991). People, States and Fear.

  • Gramsci, Antonio. (1971). Selections from the Prison Notebooks.

  • Lasswell, Harold D. (1936). Politics: Who Gets What, When, How.

  • Weber, Max. (1947). The Theory of Social and Economic Organization.

کارت تولد

یک زمانی یاهو ایمیل پر کاربردی بود. آن روزها که اینگونه بود یک ریمایندری داشت که می توانستیم تولد دوستان و آشنایان را روی آن تنظیم کنیم. آنوقتها هر روز ایمیل یاهو را صبح به صبح چک می کردم. اما حالا چند وقت درمیان این کار را می کنم. امروز که باز کردم یادآور تولد استادی بود که همه چیز بود برایم. البته نه اینکه امروز تولدش باشد. چند وقت قبل بود. اگر زنده بود 77 ساله بود. اگر زنده بود قطعا یک دوست تام و تمام بود برایم. حیف و صد حیف که زود رفت و اکنون 12 سال است که نیست.

خدایا شکرت که غم ماندگار نیست. خدایا شکرت که محضر چنین استادی را تجربه کردم و آنقدر منش و روشش برایم آموزنده بود که هنوز هم ازش یاد کنم و یادآور شوم.

داروغه

داروغه ناتینگ هام و تعرفه هاش نقل اخبار جهان شده. قطر هم پذیرفت ۱.۴ میلیارد دلار در ایالات متحده سرمایه گذاری کند. ایران سالانه ۸۴ تن معادل۰۰۰ ۱۷۲ دلار بدون واسطه به امریکا کالا صادر میکنه و ۱۴۳۱ تن معادل۹۳۶۸۴۶۶۵ دلار واردات داشته.دارو، مکمل غذایی، کیتهای آزمایشگاهی، مواد اولیه جراحی، دندان‌پزشکی و دستگاه‌های پزشکی بوده و مابقی شامل مواد غذایی، اسانس‌ها و مکمل‌های غذایی، انواع اسید و نهاده‌های مولد دامی برای تکثیر نژاد دام از جمله جوجه، دام سنگین و میگو بوده است.

آخه جوجه و میگو؟! بگذریم اینکه اینطوری امپریالیسم امریکا دنیا را تلکه می کند و زور می گوید عادی است؟

الان دوباره یک عده از گور بلند میشن میان برای من پیام میگذارند اونها حق دارند و ایران هرچه برسرش بیاد حقشه😁

بچه ها مثل اینکه جدی جدی داره جنگ میشه. اگر تو این جنگ مردم به یادم باشید و برایم فاتحه بخوانید. من مثل بعضیها ساکمو نبستم ده بار هم فرم مهاجرت پر نکردم و پرونده تشکیل ندادم. می مانم و میمیرم تا پرچم کشورم کفنم باشد.