پاسخ به یک شبهه: ایران تفاهم را برهم زد

بر خلاف خط رسانه‌ای مشکوکی که در استوری‌ها و پیام‌های این روزهای شبکه‌های اجتماعی می‌بینیم، واقعیت این است که این تفاهم‌نامه توسط آمریکا از همان روز اول و پیش از اینکه متن رسمی اعلام شود به هم ریخته شد (و نه توسط عده‌ای جنگ‌طلب!!! در ایران)...

چرا توسط آمریکا؟*

الان شاهنامه را از آخر می‌خوانند و گفته می‌شود به خاطر بحث بند 5 بود و اینکه چرا ایران مداخله کرد برای برهم زدن مسیر جنوبی تنگه...

اگرچه شاهنامه را نباید از آخرش خواند؛ اما فعلا در مورد بند ۵، واقعیت این است که در مذاکرات شفاهی، آمریکا به ایران گفته که در این ۶۰ روز شما عوارض نگیرید ولی مدیریت با شما باشد (متن مکتوب بند 5 هم الان همین است). در تفاهم‌نامه گفته شده بود که پس از این ۶۰ روز هم با عمان یک طرح جدید برای مدیریت بچینید (باز آنجا هم کاری بدون ایران نباید انجام می‌شده).

خب بدیهی است اینکه آمریکا رفته و بدون درگیر کردن ایران، یک مسیر جنوبی باز کرده قطعاً نقض توافق است و ما باید برخورد می‌کردیم (که بعدا در مورد چرایی این هم می‌نویسم).

ما مسئله فقط آن نیست.

پس چیست؟!

اینکه ایران دیگر سر بند ۵ حاضر نشد بیش از این تحمل کند، آخر ماجرا بود و علت این بود که بیشتر بندهای دیگر هم توسط آمریکا پیش از این نقض شده بودند.

از جمله:

- آزاد نکردن بخشی از منابع مالی در روز امضای توافق ( قرار بود ۱۲ میلیارد دلار از ۲۴ میلیارد دلار بلافاصله در اختیار بانک مرکزی ایران قرار گیرد-یعنی وقتی آقای پزشکیان و ترامپ امضا کنند، لحظاتی قبل از امضا!!!—- که عملاً تبدیل شد به خرید اجباری ۳ میلیارد دلار کاه و یونجه و ذرت از آمریکا )

- توقف جنگ در لبنان (به جای آن عملاً اسرائیل جنوب لبنان را اشغال کرد و ترور روزانه هم حتی در بیروت ادامه دارد)

- احترام به حاکمیت ملی و تهدید نکردن ایران توسط مقامات آمریکا که از همان شب امضای قرارداد توسط ترامپ شروع شد و بارها تهدید به بمباران و ترور مقامات کرده است.

- قرار شد که آمریکا نیروهای نظامی خود را در اطراف ایران زیاد نکند که اتفاقاً چند ناو جدید فرستاد و مدام هم هواپیماها آمدند و تجهیزات جدید آوردند.

- قرار بود ایران در این مورد بتواند آزادانه نفت و محصولات پتروشیمی بفروشد، اما خیلی زود مشخص شد که آمریکا پالایشگاه‌ها و مشتریان احتمالی را ترسانده که از ایران خرید نکنند... البته چند روز پیش هم که عملاً این مجوز را لغو کرد.

و موارد دیگر از این توافق که ۷۰ روز برای آن مذاکره شده بود، پس از گذشت کمتر از ۲۰ روز مشخص شد که هیچ چیزی عاید ایران نمی‌شود و ادامه این عشق یک‌طرفه، راه به جایی نخواهد برد.

باز هم البته این ترامپ بود که اعلام کرد این تفاهمنامه تمام شده است! وگرنه که مسئولین ما با عشق یک‌طرفه به صلح، تا ابد در این تفاهم می‌ماندند! هنوز هم برخی باور نمی‌کنند جنگ شده و استوری می‌گذارند که «درود بر صلح»!

عزیزان! خیلی مهم است که روایت درستی از ماجرا داشته باشیم تا تاب‌آوریمان خدشه‌دار نشود.

لطفا در آگاه‌کردن اطرافیانتان کوشا باشید. روزهای بسیار سخت و خطرناکی در پیش است. بسیار سخت‌تر از جنگ 40 روزه. صدای پای چکمه‌های سربازان آمریکایی بر خاک وطن را نمی‌شنوید؟...

خدایا شکرت که اگر جنگ هست توان دفاع هم هست. در جنگ هشت ساله ضربه می خوردیم و امکان ضربه زدن نداشتیم. خدایا شکرت به خاطر توان تکنولوژیک کشور. خدایا به جوانان ما قدرت تفکر و توان دفاع بده تا کشورمان را حفظ کنند. خدایا ما به حضور تو و توان بچه هایمان ایمان داریم، امیدوارمان نگه دار. خدایا کمک کن مردم کشور برای حفظ وطن متحد شوند. خدایا کمک کن صلح، امنیت و آرامش به کشورمان برگردد. مثل همان ۳۵ سال که سردار سلیمانی این گوهر نایاب امنیت را معماری کرد و نه ما ونه کشورکهای حوزه خلیج فارس قدرش را ندانستند. روشن به راه راست هدایت کن آنهایی را که هنوز ذهنشا هک شده است و درکی از واقعیت ندارند.

بفهم که جنگ است نه بازی

دیشب استراحتگاه سربازهای ارتشیمان در بمپور را زدند. هنوز معلوم نیست چند جوان این مملکت پر پر شدند. عجیب است که تجمیع نیرو داشتند! واقعا هنوز فکر می کنند فقط سپاهی ها را می کشد و با جوانهای سرباز وظیفه ارتشی کاری ندارد؟! مثل جماعتی که فکر می کردند اگر در خانه بمانند و پرده ها را بکشند امریکا جمهوری اسلامی را ساقط می کند و با آنها کاری ندارد و متاسفانه خانه شان با پرچم شیر و خورشید آسیب دیده بود. جگرمان برای این بچه ها شرحه شرحه است. مگر میناب را ندیدند، مگر لامرد را ندیدند و مگر... بیخیال اینها خودشان را به خواب زده اند. حیف این همه جان که از دست می رود و این همه خانواده که داغدار جگرگوشه هایشان می شوند.

زد و خوردها در جنوب کشور افزایش پیدا کرده است. دعوا بر سر تنگه هرمز بالا گرفته و هر دو طرف درصدد تحقق منویات خودشان در ماجرای تردد کشتی‌ها از این باریکه هستند. نیروهای دریایی ما اگرچه با قدرت در حال حفاظت از حقوق ملت ایران در تنگه هرمز هستند اما به نظر نمی‌رسد این درگیری‌های پراکنده در جنوب کشور تمام آن چیزی باشد که آمریکا در طرح جنگی خود برای خلیج فارس مدنظر دارد.

هر چقدر اخبار را بالا و پایین می‌کنم نمی‌توانم خودم را متقاعد کنم که از این حملات پراکنده آبی برای منافع آمریکا در خلیج فارس گرم شود و یا منجر به عقب‌نشینی ایران از بستن تنگه هرمز گردد. مخصوصا اینکه ایران هم چند روز است ملاحظه را در پاسخ‌دهی به حملات آمریکا کنار گذاشته و پاسخ‌های محکمی می‌دهد. پس آمریکا با چه هدفی در حال انجام این حملات پراکنده(اما هدفمند) است؟

آن طور که من می‌فهمم تنگه هرمز برای ترامپ و آمریکا مساله‌ی مرگ و زندگی‌ست و او تلاش دارد به هر نحوی که ممکن است دست ایران را از این کریدور مهم قطع کند. این اتفاق هرگز رخ نخواهد داد مگر آنکه تسلط و اشراف نیروهای مسلح ایران بر سواحل و اطراف تنگه تضعیف شده و یا به طور کامل از اختیار آنها خارج شود. به عبارت دیگر آمریکا به این قطعیت رسیده است که بازگشایی تنگه هرمز راهکار سیاسی ندارد و باید به صورت نظامی محقق گردد. لذا فاز نخست عملیات نظامی جهت بازگشایی تنگه را معطوف به کاهش تسلط و اشراف ایران بر سواحل و اطراف تنگه نموده است.

اهدافی که در این حملات پراکنده مورد اصابت قرار می‌گیرند عمدتا در زمره ابزارها و تجهیزات نظامی-اطلاعاتی هستند که تسلط ایران بر تنگه را تسهیل می‌کنند. به نظر من انهدام گام به گام آنها در جنوب کشور فاز نخست عملیات نظامی آمریکا برای بازگشایی کامل تنگه هرمز است. عملیاتی که بعید نیست در فازهای بعدی به حمله زمینی و تصرف جزایر نیز بیانجامد.

لذا به نظر می‌رسد معادله‌ی موجود در جنوب کشور باید تغییر کند. الگوی حملات پراکنده دشمن و پاسخ ایران به پایگاه‌های منطقه‌ای آمریکا، نه تنها هیچگونه بازدارندگی ندارد بلکه کاملا بازی در زمین طراحی شده آمریکاست. ترامپ حاضر است به قیمت انهدام کامل تمام پایگاه‌ها و تجهیزاتش در منطقه و صفر شدن دارایی‌های نظامی و لجستیک خود، فقط و فقط تنگه هرمز را از اختیار و تسلط ایران خارج کند. لذا زدن پایگاه‌های آمریکا در منطقه برای او «دردآور» نیست. او یکبار آمده که بجنگد و هزینه آن را هم خواهد پرداخت. هر میزان خسارتی برای ترامپ و حامیانش «صفر» محسوب می‌شود.

لذا معادله باید تغییر کند. بازدارندگی در معادله جدید دو مسیر بیشتر ندارد

۱- غیرعملیاتی کردنِ امکان‌های ارتش آمریکا در خلیج‌فارس.

۲- با الگوی «مرد دیوانه» قواعد بازی را تغییر دادن

به بیان دیگر یا ما باید ناوهای جنگی آمریکا را بزنیم تا معادله به نفع بازدارندگی تغییر کند یا باید پاسخ‌ها ما به جبهه‌های جدید سرایت کند. از زیرساخت‌های حیاتی و منافع آمریکا در زمینه انرژی و های‌تک و... بگیرید تا بستن تنگه باب‌المندب. در غیر این صورت باید شاهد تشدید حملات و تغییر فازهای عملیاتی آمریکا در جنوب کشور باشیم.

خدایا شکرت بابت دوستان ناب. خدایا شکرت که هنوز نفس می کشیم. خدایا خودت به این کشور و مردم نظری بی افکن که هرچه هست تویی.

ضرب آهنگ جنگ

ضرب آهنگ جنگ تند تر می شود. این روزها در کلام و گفتار بیشتر مراقب باشید. برنامه امریکا این بود که زمانی حمله گسترده کند که این سه شرط مهیا باشد:

۱- همه اهداف در دسترسش باشند، رهبری، برخی مقامات ارشد نظامی و ....

۲- مردم معترض کف خیابان باشند یا جناحهای سیاسی داخلی نیروهایشان کف خیابان روبروی هم صف آرایی کرده و درگیر باشند

۳- تاب آوری اقتصادی و نظامی کشور کاهش یافته باشد.

لذا از ابتدا مشخص بود اجازه نمی دهد وضعیت از اینی که هست بهتر شود. اتحاد مردم در تشییع و آن شگفتی که در ایران و عراق و پاکستان و یمن و ... رقم خورد. پیام اتحاد رهبری و ... هوشیاری مردم را نمی توان شرح داد.

محاصره دریایی از امروز شروع می شود. یمن به خاطر حمله عربستان به فرودگاهش وارد جنگ شده و به عربستان حمله هوایی کرده که هیچ به پروازها بر فراز عربستان هشدار داده.

تنگه هرمز را مجدد بستیم تا بفهمند این آبراه دست آورد نظامی ماست و حق ندارند از یک آبراه نا امن از جنوب بروند و بیایند و هر روز هم چند متر به سمت ایران جلوتر بیایند و به ما دهن کجی کنند.

یمن هم تنگه باب المندب را بست و کانال سوئز را تهدید کرد. حالا قیمت نفت در جهان افزایش می یابد. قطعا صدای چین هم در خواهد آمد و البته فشار بر اقتصاد دنیا افزایش خواهد یافت.

نکته دیگر خبر تهدید روبیو علیه دیوان کیفری بود. امریکا هر روز بیشتر نهادهای بین المللی را که خودشان بعد از جنگ جهانی ساخته بودند نابود و بی اثر می کند. طی یکسال گذشته از ۶۱ نهاد بین المللی خارج شده اند و من نمی فهمم چرا ما در npt مانده ایم؟! آژانس که حتی در مورد بمباران تاسیسات هسته ای ما نهبیانیه داد نه حتی محکوم کرد! اصلا تعجب نکنید یکی دو سال دیگر کلا سازمان ملل(شما بخوانید سازمان برخی ملل) منحل شود.

در خصوص چرخش دنیا و تغییر نظم جهانی و کشورهای شمال و جنوب زیاد صحبت کرده ام. دوستانی که نخوانده اند پستهای قبلی را یک نگاهی بی اندازند.

به احتمال زیاد جنگ شدیدتر خواهد شد. امریکا در حال بردن ادوات نظامی به روی ناوهایش است. در واقع تلاش می کند اهداف ما را به روی آب ببرد و این کارت ما که پایگاههایش در کشورهای منطقه را می زدیم در بیاورد. در گام بعدی ابراز ارادت و سعی کشورهای عربی بر ترمیم روابط با ایران است تا ابزار فشار اقتصادی ایران علیه خودشان را از دست ما درآورد. یعنی طوری شود که امریکا علیه ما کارت جنگ اقتصادی و نظامی داشته باشد و ما فقط کارت جنگ نظامی داشته باشیم. به همین جهت ایران تا می تواند باید سوخترسانها، آواکسها و انبارهای مهماتشان در منطقه را بزند تا خشابشان خالی شود. برای این کار فرصت زیادی هم ندارد.

واقعیت این است که جنگ جهانی با ترور ولیعهد اتریش شروع شد جنگ جهانی سوم هم با ترور رهبر و خانواده اش در قلب تهران شروع شد و به اشکال مختلف عالم گیر می شود. خواه اقتصادی و خواه نظامی.

دولت اکنون باید کمیته اقتصاد جنگی تشکیل دهد و گارد اقتصاد جنگی بگیرد. مثل هشت سال دفاع مقدس. مردم باید آگاه شوند که جنگ بزرگ در پیش است و خود را آماده کنند. هم از نظر روحی و هم از نظر تاب آوری اقتصادی.

خدایا شکرت که زنده ایم و سقفی بالای سرمان است. خدایا شکرت که جوانان و رزمندگان غیوری داریم و از خاک کشور دفاع می کنند. خدایا شکرت که ایرانمان، جانمان، وطنمان پا برجاست و حاکمیت منسجم دارد و مردم متحد و شریف.

سرعت تغییرات

سرعت تغییرات آنقدر زیاد است که هرچه می کنم تا این حجم از اتفاقات را بنویسم نمی شود. اصلا چطور این همه حرف را می شود گفت. از مسائل اجتماعی داخلی بگیر تا آنچه که ریشه در خارج از کشور و ... دارد. وقتی در مناطق مختلف شهر تهران حرکت می کنم و به مناطق مختلف کشور سفر می کنم یک چیز هر روز برایم روشن تر می شود. سال 1401 یادم است پستی نوشتم و توضیح دادم نه در ایران بلکه در تمام کشورهای دنیا یکی از قوی ترین و موفق ترین جریانهای اجتماعی جریانهای فمنیستی است. لذا در کشور ما نیز این جریان موفق خواهد بود و آثارش را با تمام موضوعات قانونی و عرفی و حاکمیتی چند سال بعد خواهید دید. حتی توصیه کردم کتاب «پنجاه میلیون زن جهان اسلام را تغییر می دهند» نوشته سعدیه زاهدی را بخوانید. بعد هم طی این پست گفتم احتمالا جنبش بعدی «جنبش گل» باشد. چقدر خانواده ها آن زمان ابراز نگرانی کردند. اما این روزها با وجود جنگ و فشارهای همه جانبه برای از بین بردن موجودیتی به اسم کشور ایران(مفهوم استیت) و تبدیل آن به یک کشور دست نشانده(پاپت گاورمنت) بی قدرت مثل سوریه، عراق، لیبی و افغانستان با دولتهای ضعیف و یا تجزیه کشور بر اساس نقشه خاورمیانه جدید و اسرائیل بزرگ، باز هم تاکید می کنم که علی رغم مشکلات متعدد اقتصادی کمی که جو آرام شود جنبش اجتماعی بعدی در کشور «جنبش گل» خواهد بود.

خدایا شکرت که زنده ایم و دوستان زیادی دارم که همراهیم می کنند. خدایا شکرت که سقفی بالای سرمان است و خدایا شکرت که جوانان کشورمان پای کارند. خدایا شکرت به خاطر حضور دهها میلیونی مردم برای تشییع پیکر و خدایا شکرت بابت مردم پای کار کشور.