اسلیو معده دو جراحی با دو نتیجه متفاوت

دوستی که سال ۹۱ جراحی اسلیو معده کرده بود را چند روز قبل دیدم. سنگین، نفس نفس زنان، اما زیبا و خوش خنده. صحبتمان که گل انداخت حرف کشید به اضافه وزن و ... برایم از دوران پس از عمل گفت. اینکه تا سه چهار سال اوضاعش بد نبوده، وزن کم کرده بود و فعالیت می کرد تا اینکه مشکلات کلیه مستولی شد. ظاهرا چون حجم غذا کم می شود بدن بعد از مدتی از نظر املاح، ویتامینها و ... خالی می کند. لذا باید قرصهای مکمل مصرف می شد. به خصوص زمانی که اتپ وزنی ایجاد می شود. از همان ماه دوم به دلیل کوچک شدن معده مجبورند تا پایان عمر پنتوپرازول بخورند که اسید معده را کنترل کند. کافی است نخواهی قبل از غذا پنتوپرازول بخوری تا با معده درد و سوزش سر دل مواجه شوی. قرص خوردنهای مداوم باعث می شود همین معده داغان هم رخم ایجاد شود. از آن طرف کلیه در حال دفع کردن این همه دارو و ... است. خلاصه این دوست ما گفت اصلا هیچ وقت احساس سیری نمی کنم آنقدر که احساس خفکی دست می دهد و بالا می آورم! الان وزنم اندازه همان سال است که تصمیم به جراحی گرفتم.‌

چند روز بعدبه دوستی برخوردم که سال ۸۹ جراحی اسلیو انجام داده بود. وزنش کم شده بود ولی استخوان درد و پا درد و زانو درد شدید داشت. در بین گفتگو و پرسیدن تجربه اش گفت که همزمان با اسلیو معده رگ اشتها را هم بستم. از جراحی اش راضی بود. بعد از جراحی بایک متخصص تغذیه لینک شده بود و سالها بود تحت نظارت بود. درواقع جراحی با رژیم همرا بود و ... ظاهرا وزنش خیلی پایین تر بوده ولی اگنون هشت کیلو اضافه تر از پایین ترین زمان کاهش وزنش است. در کل راضی بود.

از خواهر دکتر پرسیدم رگ اشتها دقیقا کجاست و چیست؟ گفت چنین چیزی فکر نمی کنم وجود خارجی داشته باشد. احتمالا جراح متد خاصی برای خودش دارد. مثلا احتمالا دهانه ورودی معده را تنگ می کنند تا ورود غذا کمی سخت شود و احساس سیری زودتر ایجاد گردد.

سرچ کردم اسم علمی و پزشکی این رگ اشتها را نیافتم. جالب اینکه تا دلتان بخواهد پزشکهای متعددی وجود دارند که در تبلیغات خود بستن رگ اشتها را مطرح کرده اند.

خلاصه آنکه تا اینجای کار کسی را ندیدم که جراحی اسلیو انجام داده باشد و مشکل نداشته باشد.

خدایا شکرت که هستی و دوستمان داری. خدایا شکرت بابت نیروهای مسلح قوی و مقتدر. خدایا شکرت به خاطر موفقیتهای یمن که به نفع کشور ماست و خدایا شکرت بابت خیابان و سیادت تنگه هرمز.

آمپول لاغری

دوستی دارم که خیلی هم چاق نبود. چند وقتی بود که می دیدم بسیار با سرعت در حال لاغر شدن است. سوال کردم گفت رژیم گرفتم. برادرم متخصص تغذیه است و برایم رژیم نوشته است و رعایت کردم و ... از آنجایی که اولین بار بود که رژیم می گرفت خوب هم وزن کم کرد. چند روز پیش دیدم بسیار لاغر شده. گفت حدود 59 کیلو شده و به وزن ایده آل رسیده. اما آنقدر سخت راه می رفت که تعجب آور بود. پاها، زانو و کمرش درد شدیدی داشت. گفتم چرا اینگونه ای؟ ناله از کار و زیاد نشستن و این حرفها. گفت ورزش می کنم ولی پزشکم گفته است هر وقت درد گرفت نمی خواهد ورزش را ادامه دهی. دوست دیگری که کنارم نشسته بود یک سقلمه به من زد که یعنی زیاد سوال نکن. بعدا که تنها شدیم آن دوست دیگر توضیح داد که دارد آمپول می زند و به کمک آمپول در حال لاغر کردن است. البته همراه با رژیم و گاهی ورزش. از خواهر دکتر سوال کردم این آمپولها چگونه باید استفاده شود؟ توضیح داد که انسولین و قند خون را تنظیم می کند و بد نیست. ولی به شدت ماهیچه ها را تحلیل می برد و اول ماهیچه را آب می کند و بعد چربی را. لذا باید حتما در کنارش ورزشهای بدنسازی داشته باشی تا عضله حفظ شود و چربی بسوزد. آنجا بود که دلیل آنهمه درد پا و کمر آن دوست را فهمیدم. و البته متوجه شدم این روش به درد من نمی خورد و بهتر است به زندگیم بدون استرس ادامه دهم. زیرا به علت تنگی شدید کانال نخاعی از ورزش منع شده ام.

دوستان اگر از آمپولهای لاغری استفاده می کنید حتما با راهنمایی پزشک باشد و ورزش را به هیچ عنوان فراموش نکنید.

خدایا شکرت بابت همه آنچه دادی و من از آن غافم