۱. منطقه ما در تهران جزو مناطق جدید التاسیس هست و با مناطق قدیمی و با اصالت تهران که برای خودشان عناصر هویت بخشی فرهنگی و غیر فرهنگی دارند بسیار متفاوت است. به شکلی که شاید قدیمی ترین مسجد محله ما نهایت قدمتش به ١۵ سال گذشته برمی‌گردد.
تا قبل از تجمعات شبانه مردم متدین و مذهبی این محل همدیگر را نمی شناختند که هیچ! مساجد و پایگاه ها و کانون ها و هیات ها هم باهم کوچک ترین آشنایی و ارتباطی نداشتند. اگر رویداد خیابانی مثل روز قدس یا ٢٢ بهمن هم قرار بود شکل بگیرد. مردم منطقه سوار بر ماشین به حدفاصل انقلاب تا آزادی می‌رفتند و تمام!
اما الان معادلات فرق کرده. شبکه ها شکل گرفته، هسته های قرار مشخص شده است و دیگر کلونی های مذهبی، به صورت متکثر و پراکنده پخش نیستند و با سازماندهی توانسته اند همگی با یکدیگر ارتباط بگیرند و به هم افزایی معنوی، فرهنگی، سیاسی و حتی نظامی! دست پیدا کنند.
این را تسری بدهید به تمام شهرها و روستاهای ایران در همه استان ها....
٢. #زنان که معمولا در #حاشیه مراسم ها، راه‌پیمایی ها و حتی جایگاه مساجد و هیئات قرارداشتند، در نهضت اجتماعات شبانه، توانستند نگاه جنس دوم رو درمورد خود بشکنند و به عنوان نیمه پنهان قدرت، ظرفیت های فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و تربیتی خود را در ارتباط بین خانه و خیابان به عینه به نمایش بگذارند و شانه به شانه مردها، بدون تمنای دیده شدن براساس زیست جنسیتی پرچم می‌گردانند، سرود می‌خوانند و مطالبه می‌کنن و آنقدر موثرند که اگر زنان را از اجتماعات شبانه فاکتور بگیرید، این اجتماعات از داخل تهی و بی هویت خواهند شد.
٣. به تجربه طی ٢٠٠شب دیده ام که حضور در میدان باعث تخلیه فشار عصبی و نشاط و بهجت است. به شکل عجیبی حضو مردم باعث ترشح دوپامین در رگ هایشان می شود و در یک کلام به افراد(که اکثرا در معیشت و زندگی زیر بار فشار هستند) خوش می‌گذرد....تجربه افطاری ماه رمضان، دید و بازدیدهای خیابانی نوروز، روضه محرم، جشن تولد و حتی مراسم عقد و..... نمونه های از آمدن زندگی به خیابان است.
۴.٢۰٠شب حضور در خیابان تبدیل به سبک زندگی مردم شده است. به شکلی که اگر کسی به هردلیلی نتواند یک شب براساس #روتین زندگی به کف خیابان بیاید انگار از چیزی عقب مانده و حس خسران می‌کند. از کودک و نوجوان بگیر تا پیرمرد و پیر زن....
۵. درست در زمانه ای که روزمرگی‌های زندگی آپارتمانی فرصت تحرک و پویایی را از #کودکان گرفته و پیداکردن یک فضای امن برای تخلیه انرژی کودکانه دغدغه همیشگی پدر و مادرهاست، تجمعات خیابانی تبدیل به حیاطی به وسعت یک شهر شده و فرصتی برای بازی و رهایی بچه ها شده. در شب نشینی امشب به کودکان دقت کنید. میبینید کودکان در حاشیه همین میدان‌ها، در حال دویدن، هم‌بازی شدن با هم‌سن‌وسال‌های خود و تجربه یک نشاطِ عمیق و مهم تر از مفاهیم انتزاعی تربیتی مثل وطن، ایران، غیرت، اقتدار، قیام،دشمن و... را به صورت عینی درک می‌کنند.
۶. ٢٠٠ شب از تجمعات شبانه باعث تعالی روحی و تزکیه معنوی افراد شده است، به شکلی که تو گویی خیابان ها بخشی از صحن حرم امام رضا شده یا موقع رفتن به محل تجمع انگار دارند در مسیر مشایه سلوک می‌کنند یا موقع پایان مراسم وقتی دارند دعای فرج و استغاثه به صاحب الزمان را می‌خوانند، انگار حضرت حجت را کنار خود می‌بینند....
آموزه های عرفان عملی همچون ایثار، ازخودگذشتگی، مواسات و توحید گنج های گرانبهایی است که در میادین شهر به دست مردم رسیده است.
٧. طی این ٢٠٠ شب، مردم دیگر هم محله ای های خود را می‌شناسند، از کار و تخصص هم باخبرند، پس اعتماد به رابطه #اقتصادی میانشان شکل گرفته به گونه ای که یکی مشتری دیگری می‌شود، یکی او را به نفر سوم معرفی می‌کند و یک زنجیره کوچک از خوشه های اقتصادی در مقیاس محله مبتنی بر خرید، فروش و ارائه خدمات شکل گرفته.
٨. مردمی که ٢٠٠ شب به خیابان می آیند. هم عاشقند و هم دیوانه! کدام عقل سلیمی قبول می‌کند ٢٠٠ شب در سرما و گرما و باد و باران و برف بهترین زمان روزت را که باید برای خودت صرف کنی بگذار برای آرمان ها و ایدئولوژی ات؟! آن هم زمانی که افزایش نرخ دلار و طلا و تورم بیشتر به خود این مردم آسیب می‌زند و اتفاقا فحشش را هم همین ها می‌خورند!
عشق و جنون این مردم از روز ٩ اسفند شروع شده. وقتی مرادشان را گرفتند و از آن روز لحظه شماری می‌کنند برای موقعی که دشمن خارجی به مرزهای آب یا خاکی حمله کند یا دشمن داخلی به خیابان بیاید! این ها منتظر تسویه حسابند... العاقل یکفیه الاشاره.....

خدایا شکرت به خاطر نهاد انقلابی جدید به نام خیابان. خدایا شکرت به خاطر راه سوم گیدنز(بسیج نیروهای مردمی)، خدایا شکرت به خاطر مردم آگاهی که برای حفظ کشور تلاش می کنند. خدایا شکرت به خاطر اقتدار نیروهای مسلح علی الخصوص بچه های هوافضا